یه وبلاگ خیلی خاص

مه

بیابان را، سراسر، مه فرا گرفته استچراغ قریه پنهان استموجی گرم در خون بیابان استبیابان، خستهلب بستهنفس بشکستهدر هذیان گرم عرق می ریزدش آهستهاز هر بند

بیابان را <span>سراسر </span>مه گرفته است می گوید به خود عابرسگان قریه خاموشنددر شولای مه پنهان، به خانه می رسم گل کو نمی داند مرا ناگاهدر درگاه می بیند به چشمش قطرهاشکی بر لبش لبخند، خواهد گفت:بیابان را سراسر مه گرفته است... با خود فکر می کردم که مه، گرهمچنان تا صبح می پائید مردان جسور ازخفیه گاه خود به دیدار عزیزان باز می گشتند

بیابان راسراسرمه گرفته استچراغ قریه پنهانست، موجی گرم در خون بیابان استبیابان، خسته لب بسته نفس بشکسته در هذیان گرم مه عرق می ریزدشآهسته از هر بند

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ - ۱۳۸٩/۸/٢٤ - shima jalalian

رودکی

ابوعبدالله جعفربن محمدبن حکیم‌بن عبدالرحمن‌بن آدم رودکی (اواسط قرن سوم هجری قمری –۳۲۹) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری‌ است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است.

رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده‌است و به‌روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج (پنجکنت در تاجیکستان امروزی) در ناحیه رودک در نزدیکی نخشب و سمرقند به دنیا آمد.

رودکی را نخستین شاعر بزرگ پارسی‌گوی و پدر شعر پارسی می‌دانند.

زندگی و مرگ

او زاده نیمه دوم سده سوم هجری بود. رودکی در دربار امیر نصر سامانی بسیار محبوب شد و ثروت بسیاری به دست آورد. می‌گویند رودکی در حدود یک صدهزار بیت شعر سروده است و درموسیقی، ترجمه و آواز نیز دستی داشته‌است.

به روایتی وی اسماعیلی بود و امیر نصر نیز نخستین امیری بود که این مذهب را پذیرفت و به مبلغان اسماعیلی اجازه داد تا در قلمرواش آزادانه مذهب خود را تبلیغ کنند.

رودکی در هنگام مرگ کور بود. عده‌ای او را نابینای مادرزاد می‌دانند و گروهی معتقدند که بعدها نابینا شده‌است.

او مدح‌کننده امیر سعید نصر بن احمد اسماعیل(۳۰۱-۳۳۱ (هجری)) امیر سامانی، ابوجعفر احمد بن محمد بن خلف بن لیث یا بانویه امیر صفاری(۳۱۱-۳۵۲ (هجری)ماکان پسر کاکی سردار دیلمی و خواجه ابوالفضل بلعمی وزیر سامانیان-که رودکی را به نظم کلیله دمنه انگیزاند- بوده‌اند. درباره صله‌های گرانی که او از ماکان گرفت خود چنین سرود:

بدا میر خراسانش چل هزار درم
وزو فزونی یک‌پنج میر ماکان بود

 

شعر و موسیقی

می‌گویند توان و چیرگی رودکی در شعر و موسیقی به اندازه‌ای بوده‌است که نیروی افسونگری شعر و نوازندگی وی در ابونصر سامانی چنان تأثیر گذاشت که وی پس از شنیدن شعر «بوی جوی مولیان» بدون کفش، هرات را به مقصد بخارا ترک کرد.

بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درُشتی‌های او
زیرپایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا، شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
میر ماه ست و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی

همونطور که می دونید مرضیه این شعر را به صورت ترانه خوانده است

مهم‌ترین اثر او کلیله و دمنه منظوم است. جز آن سه مثنوی از او به ما رسیده و از بقیه اشعارش جز اندکی نمانده‌است.

شمس قیس رازی نویسنده المعجم فی معاییر اشعار عجم او را آفریننده دوبیتی می‌داند.

 

نابینایی رودکی

برخی از نویسندگان همانند محمد عوفی در لباب‌الالباب رودکی را کور مادرزاد دانسته‌اند، همچنین قدیمی ترین منبع، رودکی را اکمه (کور مادرزاد) خوانده‌است. ولی برخی تنها از نابینایی او سخن گفته‌اند، چنانکه ابوزراعه گرگانی می‌گوید:

اگر به کوری چشم او بیافت گیتی را
ز بهر گیتی من کور بود نتوانم

و نیز دقیقی می‌گوید:

استاد شهید زنده بایستی
وان شاعر تیره‌چشم روشن‌بین

و فردوسی نیز آنجا که از نظم کلیله و دمنه سخن می‌گوید نابینایی رودکی را می‌نمایاند:

گزارنده را پیش بنشاندند
همه نامه بر رودکی خواندند

و ناصر خسرو می‌گوید:

اشعار زهد و پند بسی گفته‌ست
آن تیره‌چشم شاعر روشن‌بین

با این همه برخی هیچ سخنی از کوری او نمی‌گویند مانند سمعانی در الانساب و یا نظامی عروضی در چهار مقاله و نیز در کتاب تاریخ سیستان. از دیگر سو شعرهایی نیز از رودکی به‌جامانده که او را بینا می‌نمایاند:

همیشه چشمم زی زلفکان چابک بود
همیشه گوشم زی مردم سخندان بود

یا

چادرکی رنگین دیدم بر او
رنگ بسی گونه بر آن چادرا

با توجه به این اشعار و اشعار دیگری که رودکی به تصریح از فعل «دیدن» استفاده کرده‌است، اندیشمندان فارسی بر این نظر هستند که نوشته محمود بن عمر نجاتی نویسنده کتاب بساتین‌الفضلاء را که در ۷۰۹ (قمری) نوشته شده درست می‌انگارد که چنین می‌گوید: «رودکی در پایان عمر کور شدهاست.»، ولی با این حال بدیع الزمان فروزانفر با مقایسه بین رودکی و بشار بن برد، شاعر نابینای عرب، اعتقاد دارد که اشعار ذکر شده از او هیچ تضادی با نابینا بودن او ندارد

پيام هاي ديگران ()        link        ٩:۳٦ ‎ب.ظ - ۱۳۸٧/٦/٢٦ - shima jalalian

من اوومدم

ba arze poozesh az gheibate toolanim mikhastam begam az in be bad webloge man pinglish neveshte mishe chon man aslan farsi neveshtanam khoob nist

مطلب بعدی به مناسبت سال رودکی است

پيام هاي ديگران ()        link        ٩:٢۸ ‎ب.ظ - ۱۳۸٧/٦/٢٦ - shima jalalian

you are flower

دوباره سلام
بعد از یه استراحت طولانی دوباره می خوام براتون وبلاگ بنویسم

اینم چند تا عکس برای شما

flower

 

پيام هاي ديگران ()        link        ٦:٤٧ ‎ب.ظ - ۱۳۸٧/٢/٢٦ - shima jalalian